آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

آروشا و روزهایی که گذشت

1394/5/24 15:53
278 بازدید
اشتراک گذاری

      این روزها آروشا مثل بلبل صحبت میکنه و استقلال طلبیش بیش از هرچیز خودش رو نشون میده. البته باید اعتراف کنم که گاهی کنار اومدن باهاش برای من و پدرش خیلی سخت میشه. چون از خرد تا کل کارهاش رو میخواد خودش انجام بده و ما مرتب باید بدنبال ترفندی برای آروم کردنش باشیم.

 

    یک چیزی رو که خیلی خوب فهمیدم و گاهی به خاطر خستگی فراموش میکنم و شاید اصلاً انرژی برای انجام دادنش نداشته باشم، این که هرچقدر باهاش دوست باشم و بیشتر براش وقت بزارم، خیلی بهتر به حرفهام گوش میکنه و راحت تر باهمدیگه کنار میایم.

 

    البته من اصلاً قصدی برای داشتن یک بچه حرف گوش کن ندارم و بیشتر اعتقاد دارم که باید باهم دوست باشیم و تا اونجا که سن اون اجازه میده مسائل رو حل و فصل کنیم. همیشه به خودم میگم: من با این سن و سالم هنوز کلی اشتباه هات مختلف توی رفتار و افکارم دارم، حالا از آروشا چه توقعی میتونم داشته باشم.

 

  بالاخره طلسم استخر بردن آروشا رو شکوندم و پنجشنبه هفته گذشته با همدیگه به استخر رفتیم. حدوداً از ساعت 12:30 الی 17:30. آروشای عزیزم، انقدر از آب و استخر خوشش اومده بود که حاظر به دراومدن از اونجا نبود. به همین خاطر ما ناهارمون رو هم توی همون جا خوردیم و تونستیم مدت زمان بیشتری رو توی آب بمونیم. دیگه دقایق آخر، آروشا لب استخر مینشست و به من میگفت، برم عقب تا بپره توی بغلم. راستش از ترس اینکه نکنه اتفاقی براش بیافته، وسایلمون رو جمع کردم و از استخر آوردمش بیرون.

 

   فکر میکنم تا چند وقت دیگه پروسه از پوشک گرفتن این دختر شیطون و بلا رو شروع کنم. آرام

 

   گارگاه قصه و موسیقی هم به خوبی و خوشی تموم شد. از نظر من این کارگاه هم مثل کارگاه قبلی برای آروشا خیلی عالی و مفید بود.

 

    توی کارگاه رنگ و موسیقی آروشا با شعرهای زیادی آشنا شد و نقاشی کشیدن با قلم و دست و ... رو تجربه کرد. توی این گارگاه هم آروشا و صد البته خود من با قصه های مختلفی آشنا شدیم و طرز بیان و نوع جذب بچه ها برای خود من جالب و آموزنده بود.

 

  دلم برای همه دوستای گلم تنگ شده بود. امیدوارم هرکجا که هستین در کنار بچه ها و خانواده گلتون روزهای خوب و خوشی رو سپری کرده باشین. بای بای

 

 

پسندها (3)

نظرات (5)

مامان مهرسا
14 مهر 94 14:41
سلام عزيزم ما كه رمز نداريم قربون آروشاي عزيزم برم ماشالله
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
چشم عزیزم.
مامانی غزل جون
14 مهر 94 20:54
سلاام به دوست گلم و آروشای عزیزم آفرین دختر گلم که آب بازی رو دوست داره امیدوارم همیشه شاد شاد باشی عزیزم مامانی از دخملون عکس بزار دلمون براش تنگ شده
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
سلام عزیزم. ممنون از محبتت. چشم حتماً. دختر گلم رو از طرف من ببوسین.
لاله
22 مهر 94 1:08
سلام سیما جون خوبی عزیزم؟ من رمز نداشتم که برم پست بعدیت رو نگاه کنم آروشاجون رو ببوس
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
سلام عزیزم چشم رمز هم براتون میزارم. شما هم مهدی گلم رو ببوسین.
لاله
22 مهر 94 1:15
سیماجون از پوشک گرفتن دخترت شاید واقعا راحتتر باشه. چون دخترت همونجور که تعریف کردی ازش هم توی اجتماع بزرگ شده هم اینکه الان دیگه غذاهای سفره هم میخوره. مهدی نه چون همش شیر می خوره و بیشتر مایعات برای همینم فکر نمی کنم بتونه الان خودشو کنترل کنه. هر چند خیلی دلش می خواد از پوشک بگیرمش و یادبگیره دستشویی بره اما واقعا الان برای مهدی وقتش نیست تا یه مدتی دیگه ببرمش نزد پزشک و راجع به غذانخوردنش صحبت کنم ان شاء الله که دیگه غذا خورد و شیرخوردنش کمتر شد از پوشک می گیرمش. در ضمن میتونی برای از پوشک گرفتن آروشا از شورت آموزشی استفاده کنی از داروخانه تهیه کن. خیلی به دردت میخوره. بچه اگر یه وقت خودش رو خیس کنه دیگه خونه نجس نمی شه . یاد بده توی لگن بشینه پای بچه ظریفه و در توالت نشستن اونو واقعا خسته می کنه. و برای انجام دادن کارش نمی تونه یکسره بشینه. برای همینم لگن واقعا برای بچه ها مناسبه. نظر من اینه. امیدوارم خیلی زود به نتیجه برسی و موفق بشی
مامان گیسو و گندم جون
24 مهر 94 11:26
سلام عزیزم خوبی آفرین به مامان با حوصله که با داشتن کار بیرون و خونه اینهمه برای دختر گلش وقت می گذاره الهی همیشه شاهد موفقیت هاش باشی دوستم ببوسش حسابی
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون مونای گلم این نظر لطف شماست.